تبلیغات
عاشقانه های من و خدا



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:دوشنبه 7 دی 1394-02:17 ب.ظ

نویسنده :نسترن

Only God


My Lord show me right from wrong 

Give me light make me strong ,
I know the road is long ,
Make me strong 
Sometimes it just gets too much 
I feel that I’ve lost touch 
I know the road is long ,

Make me strong
سامی یوسف


نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 27 تیر 1396-04:28 ب.ظ

نویسنده :نسترن

دلا نزد كسى بنشین كه او از دل خبر دارد

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران به دکان کسی بنشین که در دکان "شکر" دارد ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد به هر دیگی که می‌جوشد میاور کاسه و منشین که هر دیگی که می‌جوشد درون چیزی دگر دارد نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد بنه سر گر نمی‌گنجی که اندر چشمه سوزن اگر رشته نمی‌گنجد از آن باشد که سر دارد چراغست این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد

نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 26 تیر 1396-01:14 ب.ظ

نویسنده :نسترن

سنجاق قفلی

سنجاق قفلی ها را دوست دارم ازهمان کودکی دوستشان داشتم نه اینکه حس نوستالژی باشند ها ! نه ! آنها بانی وصل اند اما خودشان بی وصل میمانند خم میشوند ؛ ولی خم به ابرو نمیآورند زنگ میزنند ؛ کج میشوند ولی خودشان زنگار به دلت نمیزنند .. تیزند ؛یکرنگ ؛ ساده و بی آلایش.. کاش هیچ وقت سنجاق زندگی گم نشود، همان سنجاقی که تو را به این زندگی وصلت میکند، حسی که درون هر آدمی زنده است، شاید حسی قشنگ باشد از یک دوست یک همراهی .... که به تو یاداوری کند امید و زندگی را ، شاید آدم هایی باشند که تو را همراهی کرده اند تا بدین جا برسی، شاید حسی قدیمی که هروقت زنده میشود سرشار از شور و شوق میشوی.. آدم ها همه سنجاق هایی دارند که به زندگی وصلشان میکند، حالیشان میکند که به این زندگی چقدر وابسته اند.

نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 21 تیر 1396-09:44 ق.ظ

نویسنده :نسترن

تاوان آگاهی

در بعضی طوفانهای زندگی، کم کم یاد میگیری که نباید توقعی داشته باشی مگر از خودت. متوجه میشوی, بعضی را هرچند نزدیک، اما نباید باور کرد متوجه میشوی روی بعضی هر چند صمیمی، اما نباید حساب کرد میفهمی بعضی را هر چند آشنا، اما نمیتوان شناخت و این اصلاً تلخ نیست، شکست نیست، آگاه شدن تاوان دارد ممکن است در حین آگاه شدن درد بکشی، این آگاهی دردناک است اما تلخ هرگز.

نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 21 تیر 1396-09:36 ق.ظ

نویسنده :نسترن

ساقی #فاضل نظری

در توبه مرا گفت که برگیر شرابی ساقی تو که خود بیشتر از خلق خرابی ! این ماهی دلمرده در این برکه ی دلگیر جز دوری آن ماه ندیده ست عذابی من عارف دلتنگم ، یا زاهد دلسنگ؟ هر روز نقابی زده ام روی نقابی … یک عمر ملائک همه گشتند و ندیدند در نامه ی اعمال منِ مست صوابی ساقی! همه بخشوده ی یک گوشه چشمیم آنجا که تو باشی چه حسابی؟ چه کتابی؟ #فاضل_نظری

نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 21 تیر 1396-09:32 ق.ظ

نویسنده :نسترن

عشق

هرجا سخن از جلوه ی آن ماه پری بود کارِ من سودازده ، دیوانه گری بود روزیکه ز عشق تو شدم بی خبر از خویش دیدم که خبرها همه از بی خبری بود #فرخی_یزدی

نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 20 تیر 1396-02:47 ق.ظ

نویسنده :نسترن

شب #نمیس_قدسی

نقش شب برای هر كس متفاوت است عده ای كه عاشقی نكرده اند شبها برایشان فقط سكوت است و سیاهی عده ای هم شبها حجم یك خاطره از عشق دیوار اتاق را بر سرشان خراب میكند اما نقش شب برای من فاصله بین غروب تا طلوع خورشید نیست كور سوی امیدی است كه فردا عاشقانه ای در راه است #نمیس_قدسی

نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 20 تیر 1396-02:46 ق.ظ

نویسنده :نسترن

دلتنگی #محیا-زند

بعضی شبها انگار که خدا حواسش پرت شده باشه و کیسه دل تنگی از دستش ول شده باشه رو سر شـهر... کل شهر رو سیل دلتنگی با خودش میبره... هوا بوی دلتنگی میگیره و میلِ گـریه... گنجشکا با دلتنگی میخوابن رفتگرا با دل تنگی جارو *‌میکشن... شب‌بوها با دلتنگی عطر میکنند و تو... دلتنگ میمیری دلتنگ دوباره زنده میشی دلتنگ دوباره میمیری... بعضی شبها انگار که خدا حواسش پرت شده باشه دلتنگی به مغز استخون میرسه... به خودِخودِ ریشه دل... #محیا_زند

نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 20 تیر 1396-02:41 ق.ظ

نویسنده :نسترن

شب بخیر

باز شب است دلها به فردا امیدوار شد؛ چشم ها پر از خواب شد، همه میگویند که زندگی سر بالایی و سرازیری دارد اما من می گویم: زندگی هر چه که هست، جریان دارد؛ می گویم: تا خدا هست و خدایی می کند، امید هست؛ فردا روشن است؛ شبتان آرام،فردایتان روشن . . .

نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 20 تیر 1396-02:19 ق.ظ

نویسنده :نسترن

عاشق شده باشی #محمد_دارایی

بانو شُده یک مرتبه عاشق شده باشی دیوانه ی در چشمِ خلایق شده باشی هرگز شده تا لحظه ی دیدار بباری مغلوب و گرفتار علایق شده باشی بیرون بزنی هر شب از این خانه مرَدَد در حق خودت نیز منافق شده باشی آیا شده عشقت بشوَد همدم نامرد یک عمر فقط آینه ی دق شده باشی بانو شده دریاچه شوی موج بگیری طوفان بوَزَد باد موافق شده باشی دریاچه ای اززخم ونمک باشی ودرخواب هم صحبت مرغابی و قایق شده باشی دل سوخته ام دست خودم نیست به والله هیهات اگر دشت شقایق شده باشی #محمد_دارایی

نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 6 تیر 1396-02:18 ق.ظ

نویسنده :نسترن

عید فطر

روز عید امسال بسیار خوب بود ، من و سعیده و مامان و بابا رفتیم مسجد جامع نماز روز عید، بعد از نماز هم رفتیم تو پارك نشستیم به خطبه ها گوش دادیم هوا عالی بود تو سایه درختا، بعد هم نان قندی خریدیم رفتیم خونه. حالم خیلی خوب بود چون شوهر جونم برگشته و همه شام خونه بابابزرگ هستیم خدایا این دور همی رو از ما نگیر سایه بابابزرگو از سر ما كم نكن

نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 28 خرداد 1396-04:54 ق.ظ

نویسنده :نسترن

دعای خیر

دوستان گلم سلام امشب شب پرفضیلت قدر هست، شبی که ملکوت اعلی بر کره حقیر خاکی ما منت نهاد و سرچشمه عشق و حیات، کلام وحی را در طبقی از نور بوسیله حاملان عرش بر ما ارزانی داشت، به پاس اینهمه برکت و با توسل به مولای دلمان امیر مسجد و محراب، دست به دعا برمیداریم و تمامی اذکار و اوراد این روز را با چشمی بسته و دلی پراز شور معبود زمزمه میکنیم و میگوییم : الهی! مریض داریم به لطفت مرهمی بر دردشان بگذار الهی! دوستانی داریم که چشم به درگاه کرمت برای داشتن فرزندی دوخته اند از لطفت، بهره ای نصیبشان کن الهی! دوستانی داریم که رزق و روزی بر آنان تنگ شده، از خزانه مهرت، قفل این گره را بگشا الهی! در این جمع هستند کسانی که مستاجر هستند، تو مالک و صاحب قرآنی ، بهره ای از ملک احسانت را نصیبشان کن الهی! جوانانی داریم گرفتار و غرق مشکلات، به مهرت گره از مشکلاتشون باز فرما الهی! مشکلات درون خانواده ها و میان دوستان را به حکم بی بدیلت حل کن الهی! شر فساد و فتنه را از سر این کشور باز دار الهی! دل آقا امام زمان را از ما شاد کن و کاری کن تا ما بتوانیم زمینه ظهور و حضورش را مهیا کنیم خدایا معلوم نیست تا رمضان دیگر زنده باشیم یا جزء خاک شده باشیم، التماس ما را بشنو و منت بگذار و اجابت کن و پاکمان کن از گناهانی که خواسته یا ناخواسته از ما سر زد، آمین یا رب العالمین

نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 25 خرداد 1396-05:58 ب.ظ

نویسنده :نسترن

خواب عصر

ساعت دو وخورده ای سه بعد از ظهر خوابیدم خواب دیدم همه توی باغ هستیم یه باغ بسیار زیبا با فامیل مادری دایی ها و خاله ها، خیلی تمیز و سر سبز بود ، دایی محسن گفت این باغ رو یكی از اجداد حاج اقا، طی یك مبارزه برده و ارث اون بوده ولی به دلایلی حقشو عده ای خوردند و از چنگش دراوردن. باهم دسته جمعی شعر خوندیم بعد در مدح مادر خوندن دایی ها كه زاشت اشك همه در میومد ، تغیر دادن ، داشتم از مامانم میپرسیدم كیا این كارو كردن كه سهیلا پرید وسط حرف مامانم و یجوری گفت این حرفا چیه میزنید كی گفته این ارث حاج اقاست كه بیدار شدم

نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 24 خرداد 1396-11:37 ق.ظ

نویسنده :نسترن

شب نوزدهم

شب نوزدهم غروب رفتم مسجد برگشتم دیدم ابجی اینا رفتن كلی ناراحت شدم ولی خوب كاری نمیشد كرد. افطاری خوردیم. داشتم سریال میدیدم نیم ساعت از اذان گذشته بود بابا اشاره كرد لباس بپوش بیا بیرون، سریع گوشیمو برداشتم یواش رفتم بیرون. گفت ابجی اینا تو راه تصادف كردند رفتیم بیمارستان خیلی شرایط بدی بود تا ساعت. و بیمارستان بودم، ساعت دو بچه رو برداشتم اومدم خونه، فقط رسیدم قران سر بگیرم. خیلی شب بد و خوبی بود ، بد بخاطر تصادف و خوب به خاطر اینكه به قول اون خانمه خدا همیشه جای یه الهی شكر میزاره ، الهی شكر كه خطر جدی از سرشون گذشت و صدمه جبران ناپذیر بهشون نخورد

نظرات() 

تاریخ:شنبه 23 اردیبهشت 1396-12:36 ب.ظ

نویسنده :نسترن

دیوونگی حامد همایون

دیوونه ی چشمای مشکیتم دیوونگی هم عالمی داره چشمای تو افتاده به جونم دست از سر من بر نمی داره دور از تو قلبم خیلی آشوبه بودن کنارت خیلی جذابه اونقدر ماهی که شبا مهتاب وقتی تو می خوابی نمی تابه خوشبوترین عطری که می شناسم بوی نم بارون رو موهاته از چی بگم وقتی که می دونی دنیای من ما بین دستاته خوشبوترین عطری که می شناسم بوی نم بارون رو موهاته از چی بگم وقتی که می دونی دنیای من مابین دستاته وقتی نگاهم می کنی انگار از کنج پلکت قند می ریزه من پیش تو آروم آرومم هر ثانیه م از عشق لبریزه

نظرات() 

تاریخ:جمعه 22 اردیبهشت 1396-10:22 ق.ظ

نویسنده :نسترن

ظهور

ای آرزوی حضرت طاها ظهـــــــــورکن نوردل خدیجه ظهـــــــــورکن ای افتخارحیدرکرار العـــــــــجل خورشیدعشق ام ابیها ظهـــــــــورکن

نظرات() 



  • تعداد صفحات :29
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...