Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:دوشنبه 5 شهریور 1397-06:02 ب.ظ

نویسنده :نسترن

دوباره شب

دوباره تنها شده ام  دوباره دلم هوای تو را کرده

خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم

به یاد شبی می افتم که تو را میان شمع ها دیدم

دوباره می خواهم به سوی تو بیایم

 تو را کجا میتوان دید

در اواز شب اویزهای عاشق در چشمان یک عاشق مضطرب

در سلام کودکی که تازه واژه را اموخته

دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند برای تو نامه بنویسد

و تو نامه هایم را بخوانی و جواب انها را به نشانی نیمه گمشده ات بفرستی

 ای کاش میتوانستم تنهاییم را برای تو معنا کنم

و ازگوشه های افق برایت اواز بخوانم

 کاش می توانستم همیشه ازتو بنویسم 

می ترسم نتوانم بنویسم و

 کسی ادامه سرود قلبمرا نشنود 

می ترسم نتوانم بنویسم و اخرین نامه ام

در سکوتی محض بمیرد و تازه ترین شعرم به تو هدیه نشود

دوباره شب دوباره تپش های دل بیقرارم

دوباره سایه ی حرفهای تو که روی دیوار روبرو می افتند

دلم میخواهد همه دیوارها پنجره شوند و

 من تو را میان چشمهایم بنشانم

 دوباره شب دوباره شب

 دوباره خودکاری که با همه ابرهای عالم پر نمی شود

 دوباره شب دوباره تنهایی دوباره سکوت دوباره من و یک دنیا خاطره با تو




نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر